Friday, October 10, 2014

می رود خورشید

می رود خورشید،
می رود آهسته آهسته
از فراز بام
چشم هایش سرخ
شاید دل گرمش
خسته است از این همه رفتن،
هر شام، می گوید : خداحافظ، تا فردا،
می رود خورشید،
لیک، بازمی گردد
قلب من اما
خسته و دلگیر
لب فرو بسته،
چشمها از اشکهای بیش و کم خسته،
می رود آرام
می رود اما،
باز می گردد؟ صبحدم فردا؟
.
.
.چه گویم با که گویم تا کجا؟
تا آخر کاغذ؟

خسته ام من لیک...

Saturday, June 28, 2014

بعضی چیز ها تمام میشود و ماخدارا شکر می کنیم که تمام شد
بعضی چیزها تمام می شود چون وقتش رسیده و تمام شده است
بعضی چپزها تمام می شود اما کاش تمام نمی شد
بعضی چیزها تمام نمی شود ، ماییم که همه سعیمان را میکنیم که تمامش کنیم
 بعضی چیزها تمام می شوند و فقط ما نمیفهمیم تمام شده اند
و بعضی چیزها هرگز تمام نمی شوند و ما فکر می کنیم تمامش کرده ایم
بعضی وقنها تمام کردن بعضی چیزها اشتباه است،
بعضی وقتها تمام نکردن بعضی چیزها.
و بعضی چیزها هم هرگز تمام نمی شوند
خلاصه، زمان تعیین می کند این از چه نوع است
اما مهم این است
که غفلت نکنیم از اغاز

باز کنیم پنجره را صبح دمید

Tuesday, November 05, 2013


تورو می کشیدم که یادم نری
من شاعرو عشق نقاش کرد

Monday, April 01, 2013


دلم گرفت،
خیال خواب ندارم،
زبان شعر هم ندارم،
تا مثل ان وقتها، که هرباری بر دلم، فوری به روی کاغذ خالی می شد،
و می شد با خیال راحت خیلی وقتها انها را خواند ،
وکسی بود که گوش کند،
و همراه شود،
گاهی تعریف کند،
یادش بخیر،
همیشه از این شبها و از این حسها داشتم،
اما زمانی دوستش داشتم،
اما دیگر نه،
اخرین شب عید است،
15 دقیقه مانده تا سیزده ،
و من نمیدانم، این نحسی 13 است که پیش امده؟
یا این سال نکو از نوروزش اینگونه پیداست؟

Friday, January 25, 2013


کاش می دانستی خدای من
گاهی چه اندازه دلم می گیرد،
و نمیدانم چرا کاری نمیتوانم برایش انجام دهم،
و تو هم خدا،
که اینهمه همیشه با من مهربانی،
ساکت می نشینی و نگاه می کنی...
دل گرفته من خدای بزرگ ... دیدن ندارد....
بازش کن... بعد بنشینو تماشایش کن...

Tuesday, January 15, 2013

بلور خاطره


برف میاد
اما چه فایده،
دیگه دونه های برفم،
با بلولاری قشنگش،
مثل اونروز
بی تو تکرار نمیشه.

Friday, July 20, 2012

باران


بارون میاد
انگار امروز زیباترین روز طبیعته
و دل من، مثل یک هدیه که سخاوتمندانه نصیب کسی بشه؛ باز شده
پر از انرژی شده
صاف شده
پر عشق شده
و کاری می کنه که من از صدای افتادن هر قطره بارون روی زمین، هر غرش رعد، بوی خاک بارون خورده، لطف هوای ملایم خیس و بارونی، از شنیدن یه ترانه، مناجات با خدا و هر چیز کوچیکی که لمس میشه، به مشام می رسه و حتی به یاد میاد،
بیشتر لذت ببرم
ببار بارون
ببار که  خوب می باری
ببار تا با تو بباریم
تا دنیا زیباتر شه